این سفر به نسبت سال قبل خیلی خوب بود و مسئولمون واقعا مایه زیادی گذاشته بود
روز اول ساعت 4:30 رفتیم نگاه از همون بدو ورود بچه ها آهنگ گذاشتن و رقصیدن !
برای صبونه وایسادن دم مسجد و عکس گرفتن ها از همونجا شروع شد بعدشم برای نهار رفتیم یه رستوران بین راهی وبا زهره و نسرین عکس های فیلتر دار شبیه خون آشام ساختیم
غذا چنگی به دل نمیزد و شور بود و البته هله هوله های همراه بچه ها باعث میشد کسی احساس گشنگی نکنه :)
ظهری رسیدیم ماسوله
هوا ابری و مه گرفته بود و منم خسته بودم و آرایشم نداشتم
توی همه عکسای اون جا شبیه روحم :(
طبیعت آبشار و منظره قشنگی داشت ولی دلم میخواست سر فرصت باشه و بتونم عکاسی کنم و هول هولی نباشه
شب رسیدیم انزلی به اون محلی که از طرف آموزش و پرورش برامون گرفته بودن
خیلی جای قشنگی بود
5 نفری یه سوییت
امکانات خوبی داشت و وسایل صبونه و شام رو بینمون پخش کردن
صبح روز بعد با بچه ها رفتیم پروژه عکاسی از دریا و دوربینم رو چند بار محک زدم و سعی کردم چیزایی که یادم دادن رو پیاده کنم
عصری حرکت به سمت بازار داشتیم و رفتیم منطقه آزاد انزلی که راستش اصلا جنس هاش جالب نبود ولی اجبارا از بینشون برای هر فردی یک تیکه خرید کردم و سوغاتی گرفتم
صبح روز جمعه با هیجان و اضطراب رفتیم برای رای دادن و یک ساعت توی صف بودیم
و بالاخره حماســـــــــــــــه آفریدیم :)
برچسب:
نویسنده: پندار کوهی